امام صادق ع - رهبرم سید علی
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

                           رهبرم سید علی


پاسخ کودک در کلاس ، از علوم مختلف

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم در ضمن بیانى مفصّل حکایت فرماید:
روزى یک نفر عرب بادیه نشین به قصد حجّ خانه خدا حرکت کرد و در حال احرام چند تخم کبوتر از لانه کبوتران برداشت ؛ و آن ها را شکست و خورد، سپس متوجّه شد که در حال احرام نباید چنین مى کرد.
و چون به مدینه بازگشت از مردم سؤ ال نمود خلیفه رسول اللّه صلى الله علیه و آله کیست ؟ و منزلش کجاست ؟
او را نزد ابوبکر بردند و او پاسخ آن را مسئله را ندانست .
و بالا خره در نهایت اءعرابى را نزد امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام آوردند و حضرت پس از مذاکراتى اظهار نمود: آنچه سؤ ال دارى از آن کودکى که در کلاس نزد معلم نشسته است بپرس که او جواب کافى را به تو خواهد داد.
اءعرابى گفت : (إ نّا للّه و إ نّا إ لیه راجعون )، پیغمبر خدا رحلت کرد و دین بازیچه افراد قرار گرفت و اطرافیان او مرتدّ شده اند.


ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ شنبه 91 تیر 10 توسط محمد



اهمیت گریه بر امام حسین علیه السلام

یکى از اصحاب نزدیک امام جعفر صادق علیه السلام به نام زید شحّام حکایت کند:
روزى به همراه عدّه اى در محضر پربرکت آن حضرت بودیم ، یکى از شعراء به نام جعفر بن عفّان وارد شد و حضرت او را نزد خود فرا خواند و کنار خود نشانید و فرمود: اى جعفر! شنیده ام که درباره جدّم ، حسین علیه السلام شعر گفته اى ؟
جعفر شاعر پاسخ داد: بلى ، فدایت گردم .
حضرت فرمود: چند بیتى از آن اشعار را برایم بخوان .
همین که جعفر مشغول خواندن اشعار در رثاى امام حسین علیه السلام شد، امام صادق علیه السلام به قدرى گریست که تمام محاسن شریفش خیس ‍ گردید؛ و تمام اهل منزل نیز گریه اى بسیار کردند.
سپس حضرت فرمود:


ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ شنبه 91 تیر 10 توسط محمد



مستجاب نشدن دعاى سه شخص

ولید بن صبیح مى گوید: بین راه مکه و مدینه ، همراه امام صادق (ع ) بودم ، سائلى آمد و درخواست کمک کرد، امام صادق (ع ) دستور داد به او چیزى دادند، چیزى نگذشت سائل دیگرى آمد و درخواست کمک کرد، باز آن حضرت ، دستور داد چیزى به او دادند، بعد از ساعتى ، باز سائلى آمد و تقاضاى کمک کرد، آن حضرت ، دستور داد به او نیز چیزى دادند.
تا اینکه سائل چهارم آمد و تقاضاى کمک کرد، امام صادق (ع ) درباره او دستور کمک نداد، فقط دعا کرد و فرمود:((خدا سیرت کند)).
سپس امام صادق (ع ) به ما رو کرد و فرمود: ((آگاه باشید که در نزدم چیزى وجود دارد که به او (سائل چهارم ) کمک کنم ، ولى مى ترسم مانند یکى از سه شخص شویم که دعاى آنها به استجابت نمى رسد، آن سه شخص ‍ عبارتند از:
1- شخصى که خداوند مالى به او بدهد، و او آن را در مورد ناشایسته اش ‍ مصرف کند، سپس بگوید:((خدایا به من بده ))، دعایش مستجاب نگردد.
2- مردى که درباره همسرش دعا کند که : ((خدایا مرا از او راحت کن ))، با اینکه خداوند اختیار (طلاق ) او را بدست آن مرد داده است ، چنین فردى نیز دعایش مستجاب نمى شود.
3- مردى که در مورد همسایه اش نفرین مى کند( و مى گوید: ((خدایا این همسایه ام را نابود کن )) )با اینکه راه خلاصى براى او وجود دارد، و آن اینکه خانه خود را بفروشد و بجاى دیگر برود، چنین کسى نیز دعایش به استجابت نمى رسد.
(و من سائل چهارم کمک نکردم ، تا مبادا مثل اولى (مصرف کننده مال در غیر مورد شایسته اش ) شوم و دعایم به استجابت نرسد).منبع:اصول کافی






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91 تیر 7 توسط محمد
طبقه بندی: امام صادق ع دینی



درسهایی در محضر امام صادق علیه السلام

1-مرحوم قطب الدّین راوندى روایت کرده است:


روزى از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال کردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى‎فرمائى؟


حضرت در جواب فرمود: عمر خویش را بر چهار پایه و رکن اساسى سپرى مى‎نمایم:


مى‎دانم آنچه که روزى براى من مقدّر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگرى نمى‎گردد.


مى‎دانم داراى وظائف و مسئولیّت‎هائى هستم، که غیر از خودم کسى توان انجام آنها را ندارد.


مى‎دانم مرا مرگ در مى‎یابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى‎رباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم.


و مى‎دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حرکات خود باشم .(1)


2- در روایات متعدّدى وارد شده است:


ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91 تیر 7 توسط محمد


با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید