وصیت نامه «شهید ابراهیم بارگاهی» - رهبرم سید علی

                           رهبرم سید علی


بسم الله الرحمن الرحیم

«ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل‌الله امواتاً» اینجانب پاسدار ابراهیم بارگاهی که برای دومین بار عازم جبهه هستم و به سوی شهادت می‌شتابم، چون بار اول که در جبهه بودم و لیاقت و سعادت شهید شدن را نداشتم،‌ این بار می‌روم که خداوند، جان ناقابل ما را قبول نماید و شربت شهادت بنوشم. من می‌خواهم به جایی بروم که رجایی و باهنر و بهشتی و مطهری و طالقانی و نواب‌ صفوی و دیگر شهدای مجلس مثل «کامکاری، نیکبخت، زینبی، بیژنی، ضرغام، امرالله و دیگر شهدا آنجا باشند.

روح و شخصیت شهید آنچنان پاک و وارسته شده است که در بدنش و در خونش و حتی در جامعه‌اش اثر گذاشته است. بدن شهید، یک جسد متروح است، یعنی جسدی است که احکام روح بر آن جاری شده، بدن و جامه‌ شهید از ناحیه‌ روح و اندیشه و حق‌پرستی و پاک باختگی ‌اش کسب شرافت کرده است.

شهید اگر در میدان معرکه، جان به جان آفرین تسلیم می‌کند، بدون غسل و کفن با همان تن خون‌آلود و جامه‌ خون‌آلود دفن می‌شود.

اگرچه دنیا، زیبا و دوست‌ داشتنی است، دنیا آدم را به طرف خودش می‌کشد اما خانه‌ آخرت خیلی از دنیا زیباتر است؛ خیلی از دنیا بالاتر و عالی‌تر است که آخر کار باید گذاشت و رفت؛ پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند. این بدن‌های ما ساخته شده که آخر بمیرد پس چرا در راه خدا با خمپاره قطعه ‌قطعه نشود.

پدر و مادرم و خواهرم و همسرم اگر من بدون خداحافظی از شما به جبهه رفته‌ام، وقت نداشتم خبر بدهم مرا ببخشید و حلالم کنید و بر من گریه نکنید و راهم را ادامه بدهید....

خداوندا! در چشمانم روشنایی و در دینم بصیرت و در قلبم یقین و در علمم اخلاص و در نفسم سلامت و در روزیم وسعت قرار بده و مرا مادامی که باقی هست، شکرگزار خودت قرار بده .....

والسلام

«شهید ابراهیم بارگاهی»

 






نوشته شده در تاریخ شنبه 91 فروردین 12 توسط محمد
طبقه بندی: شهید و شهادت


با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید